
در ميان من وتو فاصله هاست
گاه مي انديشم
مي تواني تو به لبخندي اين فاصله را برداري !
تو توانايي بخشش داري
دستهاي تو توانايي آن را دارد
كه مرا ، زندگاني بخشد
چشم هاي تو به من مي بخشد
شور و عشق و مستي
و تو چون مصرع شعري زيبا
سطر بر جسته اي از زندگي من هستي
من به بي ساماني ، باد را مي مانم
من به سر گرداني ، ابر را مي مانم
من در آيينه رخ خود ديدم
و به تو حق دادم
آه مي بينم ، مي بينم
تو به اندازه ي تنهايي من خوشبختي
من به اندازه زيبايي تو غمگينم
حميد مصدق
نوشته شده توسط مونا در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 1:15 موضوع | لینک ثابت
بدرقه
اين بار هم چمدان كهنه ام را بسته ام
تو از زير قرآن رَدم مي كني
درست مثل هميشه
نگاه توست توشه ي راهم
و كاسه اي از اشك چشمانت كه بدرقه ام كرده اي
چند قدم جلوتر
سر كه بر مي گردانم
همچنان پاي در مانده اي!
فريادم در گلو خفته است:
(( برو خانه سردت مي شود ))
خنده ام مي گيرد
ولي تو همچنان دوخته شده اي به در
و نرفته چشم انتظارم ايستاده اي !
چمدان از دستم رها مي شود ،
فرياد مي زنم كه :
(( نمي روم ))
مي خندي و مي خندم
با خودم مي گويم
(( چه زود برگشتم ))
جالب است هم من وهم تو خوب مي دانيم
اين از سِحر آبي است كه
پشت سَرَم ريخته اي !
نوشته شده توسط مونا در یکشنبه هفتم مرداد 1386 ساعت 2:1 موضوع | لینک ثابت
روياي من دلم براي ابر شدن لك زده است براي بارش،براي باد ، براي اشك ، براي تو! امشب مي خواهم ستاره باشم بر بلنداي آسمان آنجا كه همنشينم شب است و ماه يا كه مي خواهم كودكي باشم بي خيال، كه هر شب هفت پادشاه را به خواب مي بيند اصلا كاش مي شد قاصدكي باشم اسير در دست بي رحم باد ،اما رها! و يا شاپركي كه تازه از پيله اش متولد شده است چه مي شد اگر دشت خانه ام بود و گل ها ، دختران تازه متولد شده ي زمين همدم لحظه لحظه ي زندگي ام ! آسمان سقف نيلگون خاطراتم آب موسيقي زندگي ام و تو روياي تعبير شده خواب هاي شبانه ام 
دوستت خواهم داشت
( مونا ۱۳۸۶ )
نوشته شده توسط مونا در جمعه پنجم مرداد 1386 ساعت 1:14 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

مونا هستم متولد 17 تیرماه 1361
مدرك تحصيلي من كارداني گرافيك
ته تغاري خونه ! عاشق رنگ زرد
كمي خجالتي ، يه خورده لوس !
عاشق شعر ، نقاشي،موسيقي
در كل بچه بدي نيستم !!!!!!!!!!
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
www.GHASRE20.blogfa.com